تبليغاتX
جامی از فرهنگ

در سالي كه گذشت، مردم ايران 19 نفر از هنرمندان، 18 نفر از انديشمندان و روحانيون، 14 نفر از شاعران، ‌نويسندگان و مترجمان، چهار نفر از ورزشكاران و چهار نفر هم از دانشمندان خود را از دست دادند. مي‌توان به مرگ «پوپك گلدره» (بازيگر سينما و تلويزون)، «رسول ملاقلي‌پور» (كارگردان سينما) و «جمال كريمي‌راد» (وزير دادگستري) اشاره كرد.


در اين بين، كهن سال‌ترين مرد ايراني هم چشم از جهان فرو بست. علي پيرمرادي در سن 135 سالگي و در روستاي «حلداده» رودبار كرمان بدرود حيات گفت. وي در سال 1250 خورشيدي به دنيا آمده بود و پس از نزديك به يك قرن و نيم زندگي و داشتن بيش از 200 نوه و نتيجه از سه زن خود، از دنيا رفت. وي رويدادهاي دوران چهار پادشاه قاجار را به خاطر داشت.


هنرمندان


محمد خواجوي‌ها معروف به "ماني" روز شنبه 28 بهمن ماه درگذشت. مرحوم ماني سال 1307 در لاهيجان متولد شد و از سال 1328 دوبله را به صورت حرفه‌اي آغاز كرد. اين هنرمند عرصه‌ صدا و دوبله، سال 1328 فعاليت در تئاتر را آغاز كرد و در سال 1334 فعاليت هنري خود را در راديو ادامه داد و در سال 1360 از راديو بازنشسته شد. وي تا سال گذشته به صورت محدود در واحد دوبلاژ سيما فعاليت مي‌كرد.


حسن اسماعيل‌زاده (چليپا)، قديمي‌ترين بازمانده نقاشي قهوه‌خانه‌اي، ظهر روز 20 بهمن درگذشت. وي در سن 82 سالگي، به‌خاطر عوارض ناشي از كهولت سن، دارفاني را وداع گفت. استاد حسن اسماعيل‌زاده (چليپا) سال 1303 در شهر زنجان متولد شد. در كودكي همراه خانواده‌اش به تهران نقل مكان كرد و از هفت سالگي به شاگردي استاد محمد مدبر درآمد. مرحوم چليپا تابلوهاي بسياري در زمينه حماسه‌هاي مذهبي، ملي و موضوع‌هاي رزمي و بزمي كشيده است و در آثار وي رنگ‌هاي تلخ و تيره مانند قهوه‌اي بيش از رنگ‌هاي ديگر به‌چشم مي‌خورند.


پوپك گلدره بعد از گذشت هشت ماه از سانحه تصادف رانندگي و پس از تحمل دوره طولاني اغما، 27 فروردين ماه به ديار باقي شتافت. پوپك گلدره بازيگر 34 ساله سينما و تلويزيون بود كه در كارهايي چون "موج مرده"، "دنياي شيرين دريا"، "سيندرلا"، "آخر بازي" و "مرواريد سرخ" به ايفاي نقش پرداخته است. وي درجاده نور به نوشهر تصادف كرده بود.


استاد علي‌اكبر صنعتي در آستانه 90 سالگي، صبح روز 13 فروردين در منزلش - تهران - درگذشت. وي بيش از يك سال بود كه به عارضه شديد مغزي دچار شده و توان حركتي و كلامي خود را از دست داده بود و شبانه روز تحت نظر پزشكان قرار داشت. صنعتي روزهاي آخر اسفند 84 را در بيمارستان گذراند و ايام نوروز را در منزل سپري كرد. آثار وي بخشي از روند تحول مجسمه‌سازي معاصر ايران به‌شمار مي‌روند.


حسين كسبيان هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون به علت بيماري نسبتاً طولاني روز پانزدهم ارديبهشت ماه در گذشت. مرحوم كسبيان، متولد ‌1312 در تهران بود و فعاليت‌هاي تئاتري و ادبي خود را از سال ‌1331 آغاز كرد و يك سال بعد وارد هنرستان هنرپيشگي شد. وي در سال ‌1337 با عنوان رئيس دبيرخانه‌ موزه‌هاي وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و دو سال بعد كه گروه تئاتر هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد تاسيس شد، در هيئت مديره‌ آن گروه به فعاليت پرداخت. وي در سال ‌1344 گروه تئاتر "25 شهريور" را تاسيس كرد كه عباس جوانمرد، عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان و ... نيز عضو اين گروه بودند و به همراه گروه ديگري كه داوود رشيدي، محمدعلي جعفري و ... در آن حضور داشتند هر كدام يك ماه برنامه اجرا مي‌كردند. كسبيان در بيش از ‌20 سريال تلويزيوني و ‌32 فيلم سينمايي بازي كرد و از اين هنرمند پيش کسوت، سال گذشته در بيست و چهارمين جشنواره تئاتر فجر تقدير شد.


حميد رخشاني (تهيه‌كننده و كارگردان سينما) 25 مرداد ماه و به‌دليل عارضه قلبي در تهران درگذشت. وي متولد سال 1335 تهران و فرزند رضا رخشاني (بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما) بود كه فعاليت سينمايي خود را با فيلمي كوتاه در سال 1354 آغاز كرد. رخشاني ساخت فيلم‌هاي "راه دوم"، "شب بيست‌ونهم"، "پرواز را به‌خاطر بسپار"، "اعاده‌ امنيت" و "مونس" را در كارنامه‌اش ثبت كرده است. وي همچنين مدير مجله "ديلماج" و موسسه كارگاه آفرينش‌هاي هنري "رخش" بود.


ايرج گل‌افشان تدوين‌گر برجسته سينماي ايران روز هشتم مرداد ماه و در سن 68 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت. وي متولد سال 1317 سنندج بود و تدوين نزديك به 100 فيلم سينمايي را در كارنامه‌ كاري‌اش ثبت كرده است كه از آن جمله مي‌توان به فيلم‌هاي "ياران"، "شاهرگ"، "لبه تيغ"، "زخمه"، "سمندر"، "دبيرستان"، "محموله"، "شنگول و منگول"، "جدال بزرگ"، "گل‌ها و گلوله‌ها"، "انفجار در اتاق عمل"، "همسر"، "تاواريش"، "مي‌خواهم زنده بمانم"، "مرضيه"، "طالع سعد"، "يكي‌بود يكي نبود" و... اشاره كرد. گل‌افشان 9جايزه در رشته آنونس و يك جايزه در رشته تدوين براي فيلم "همسر" دريافت كرده است.


جعفربزرگي بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر در سن نود سالگي دارفاني را وداع گفت. بزرگي از قديمي‌ترين بازيگران تئاتر، سينما و تلويزيون ايران است. اين هنرمند، صداي دلنشيني هم داشت و از سال 1318 تا 1327 روزهاي جمعه، نيم ساعت در راديو خوانندگي مي‌كرد كه آهنگ معروف و به يادماندني "مرغ سحر" يكي از آن‌هاست. وي مجري تلويزيون هم بوده است و برنامه موفق و پربيننده "سالمندان"، يكي از كارهاي زيباي او بود.


پرويز ملك‌زاده (فيلم‌بردار) به دليل سرطان، روز دوم آبان ماه در تهران درگذشت. ملك‌زاده متولد 1323 بود و كارش را در سينما با دستياري فيلمبرداري در سال 1348 آغاز كرد. او فيلم‌بردار فيلم‌هاي دست شيطان سال 1360، مرگ سفيد 1362، دخترك كنار مرداب 1369، بهترين باباي دنيا 1370 ، راز خنجر و مستاجر 1372 ، من و شعر و فيلم ضربه‌ آخر 1373 ، آرزوي بزرگ و فيلم به خاطر هانيه 1374، قله ي دنيا و سايه به سايه ،بچه‌هاي آسمان ، مردي شبيه باران، بودن يا نبودن، فيلم زن شرقي و تابلويي براي عشق 1377 ، بازيگر 1378، قطار كودكي 1381 و... بوده است.


نرسي گرگيا بازيگر سينما و تلويزيون ايران، روز سي‌ام مهر ماه و در سن 68 سالگي بر اثر عارضه قلبي به ديار باقي شتافت. اين بازيگر فقيد در سال 1341 و با بازي در فيلم "زمين تلخ" وارد سينما شد و با حضور در فيلم‌هايي همچون "ببركوهستان"،‌"عشق هرگز"، "‌الماس 33" ، "كشتي نوح" و "شب فرشتگان" از بازيگران پركار سينما در قبل انقلاب اسلامي محسوب مي‌شود. وي در بعد از انقلاب با فيلم "تيغ و ابريشم" فعاليت خود را مجددا آغاز و تا فيلم اخيرش "آتش بس" به طور مستمر در سينما حضور داشت. آخرين حضور زنده‌ياد "گرگيا" بازي در سريال "اگر عشق نبوده" است كه تصويربرداري اش چندي قبل به پايان رسيد.


مهندس مهدي سليمي، مديرعامل موزه سينما و قائم مقام معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما، روز 26 مهر ماه بر اثر ايست قلب درگذشت. سليمي با بيش از ‌27 سال فعاليت در مديريت فرهنگي كشور، در پست‌هايي چون قائم مقام مركز آموزش فيلم‌سازي، قائم مقام معاونت امور سينمايي، عضو هيات امنا و از بنيان‌گذاران موسسه‌ سينما شهر، نوزده دوره عضو شوراي سياستگذاري جشنواره‌ فيلم فجر و مديرعامل موسسه توسعه سياحتي كيش حضور داشته است.


عبدالعلي همايون بازيگر قديمي سينماي ايران روز 28 آذر ماه بر اثر عارضه قلبي و در سن 86 سالگي درگذشت. وي كه در سال 1301 به دنيا آمد از سال 1325 با فعاليت در تئاتر كار هنري خود را آغاز كرد و طي سال‌هاي 1328 تا 1356 در حدود 25 فيلم ايفاي نقش كرد كه از ميان آنها مي‌توان به "واريته بهار"، ‌"استوار و پاسبان" و "ستارخان" اشاره كرد و يكي از نقش‌هاي او "سركار استوار" بود. وي كه در خارج از كشور سكونت داشت، دو سال آخر عمر خود را در ايران سپري كرد.


ناصر عبداللهي خواننده‌ و آهنگساز، ظهر روز 29 آذر ماه و در سن 37 سالگي به ديار باقي شتافت. عبداللهي كه در نخستين روزهاي آذر ماه در كما به سر مي‌برد، در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد درگذشت. اين خواننده و آهنگساز روز دهم دي ماه 1349 در بندرعباس به دنيا آمد و فعاليت‌هاي هنري خود را از سال‌هاي نوجواني در صدا و سيما و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و امور تربيتي استان هرمزگان آغاز كرد. وي با خواندن ترانه‌اي به نام " ناصريا " به شهرت دست يافت و از جمله آلبوم‌هاي او مي‌توان به "عشق است"، "دوستت دارم"، "غزلك" و "بوي شرجي" اشاره كرد. ناصر عبدالهي به دليل مشكل كليوي بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد. وي در نهايت به بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد تهران انتقال داده شد و دراين بيمارستان نداي حق را لبيك گفت.


فرخ غفاري (كارگردان قديمي سينماي ايران و پايه‌گذار فيلم‌خانه ملي ايران) روز يكشنبه 26 آذر، در 86 سالگي و در فرانسه درگذشت. وي كه سال 1300 در تهران متولد شد، در نوجواني براي تحصيل به اروپا رفت، ابتدا در بلژيك و سپس در فرانسه تحصيل كرد و اواخر دهه‌ 1320 شمسي به ايران بازگشت و به‌دليل عوارض ناشي از بيماري قلبي در بيمارستاني در شهر پاريس به ديار باقي شتافت. غفاري، فيلم‌هايي هم‌چون "شب قوزي"، "جنوب شهر"، "افسانه‌هاي هزار و يك شب" و... را ساخت. وي سال‌ها معاون تلويزيون ملي ايران بود و گفته مي‌شود كه از جمله پايه‌گذاران سينماي روشن فكري ايران است.


ايرج زند (هنرمند نقاش) صبح روز 23 آذرماه در سن 54 سالگي و بر اثر ابتلا به بيماري سرطان دار فاني را وداع گفت. وي شاگرد محسن وزيري‌مقدم ـ قديمي‌ترين مدرنيسم ايراني ـ در دوره‌هاي هنرستان و دانشگاه تهران بود و سپس براي ادامه‌ تحصيل به دانشكده‌ هنرهاي زيباي پاريس رفت. شانزدهم آذرماه درحالي‌ كه اين هنرمند در بيمارستان بستري بود، آثارش بدون حضور او، در نگارخانه‌ خاك به ‌نمايش در آمد.



احمد قدكچيان بازيگر پيشكسوت سينما، تئاتر و تلويزيون، صبح روز هفدهم آذر ماه در تهران و به علت عارضه‌ قلبي درگذشت. قدكچيان، متولد 1299 در تهران است و فعاليت خود را با تحصيل در هنرستان هنرپيشگي و بازي در نمايش "اسكندر و دارا" در سال 1321 آغاز كرد و بعد از آن در ديگر نمايش‌هايي چون "اتللوو"، "دختر گل فروش"، "سقوط كابينه" و نمايش‌هاي ديگر نقش‌آفريني داشت و 23 نمايش را در كارنامه هنري خود به ثبت رساند. وي از سال 1330 بازي در فيلم‌هاي سينمايي را با "خواب‌هاي طلايي" آغاز كرد و بعد از آن در بيش از 117 فيلم سينمايي به ايفا نقش پرداخت. پسرانش كامران قدكچيان (كارگردان و نويسنده‌ سينما) و حميد قدكچيان (صدابردار سينما) در كنار او طي اين سال ها فعاليت داشتند.


بابك بيات، آهنگساز بيش از صد فيلم سينماي ايران كه از يك ماه گذشته در بخش آي‌سي‌يو بيمارستان ايرانمهر بستري بود، صبح روز يك‌شنبه پنجم آذر ماه درگذشت. اين آهنگساز 60 ساله‌؛ در سال‌هاي اخير كمتر كار موسيقي انجام داد، اما از كارهاي ماندگار او مي‌توان به كشتي آنجليكا، عروس، نقطه‌ ضعف، اتوبوس، ولايت عشق، پهلوانان نمي‌ميرند، جهان پهلوان و افسانه‌ سلطان و شبان و... اشاره كرد. بيات روزهاي آخر عمر را به دليل عوارض ناشي از بيماري كبدي در بيمارستان بستري بود.


سيدهادي ميرميران ظهر روز چهارشنبه 29 فروريدن ماه پس از آخرين عمل جراحي ستون فقرات، ديگر به‌هوش نيامد و در بيمارستان فرانكفورت آلمان درگذشت. سيدهادي ميرميران سال 323 در قزوين متولد شد و در سال 1347 مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته معماري از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران دريافت كرد. وي همچنين از سال 1367، مديرعامل و مديرطراحي شركت مهندسين مشاور نقش جهان پارس بود. وي در سال1379 در نخستين دوره برگزاري اعطاي نشان معماري ايران استاد پيرنيا موفق به دريافت اين نشان به عنوان معمار برگزيده كشور شد. ميرميران همچنين در سال 1381 جايزه معماري مهراز را از آن خود كرد و در همان سال به عنوان پيشكسوت معماري از سوي نظام مهندسي ساختمان كشور انتخاب شد. از جمله طرح هاي ميرميران در خارج از كشور مي توان به طراحي كتابخانه ملي شوراي شهر كانساي كان ژاپن اشاره كرد. نشان معماري ايران در سال گذشته هم به زنده ياد مهندس سيدهادي ميرميران تعلق گرفت، اما در حدود 10 روز بعد از دريافت اين جايزه از دنيا رفت.


رسول ملاقلي‌پور، كارگردان صاحب نام سينماي دفاع مقدس و سازنده فيلم‌هايي چون «پرواز در شب»، «مزرعه پدري» و «ميم مثل مادر»، ظهر روز سه‌شنبه پانزدهم اسفندماه بر اثر سكته مغزي درگذشت. وي كه در حال تهيه مقدمات ساخت فيلم مستند «شش گوشه عرش» درباره حرم امام حسين(ع) و بازنويسي فيلمنامه «عصر روز دهم» بود، به ديار باقي شتافت. ملاقلي‌پور كه براي كار روي فيلمنامه خود به نوشهر رفته بود و در منزل يكي از دوستانش سكونت داشت، صبح سه‌شنبه سكته كرد و پيش از رسيدن امدادگران اورژانس جان سپرد، وي پيش‌تر دو سكته قلبي را از سر گذرانده بود. ملاقلي‌پور در سال 1334 در تهران به دنيا آمد. وي در نخستين روزهاي انقلاب عكاسي را به صورت آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ به طور حرفه‌اي اين كار را ادامه داد. او بعداً به ساخت فيلم‌هاي مستند جنگي پرداخت و فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 ميليمتري ساخت كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد. ملاقلي‌پور در سال 1361 با فيلم «مرگ ديگري» ساخته محمدرضا هنرمند به عنوان مدير صحنه وارد سينما شد. وي نخستين فيلم بلند خود را در سال 1363 با نام نينوا با دوربين 16 ميليمتري ساخت و به اين ترتيب به سينماي حرفه‌اي راه يافت. از ديگر فيلم‌هاي وي مي‌توان به «بلمي به سوي ساحل» 1364، افق 1367، مجنون 1369، خسوف 1371، پناهنده 1372، سفر به چزابه 1374، تا آخرين نفس (نجات يافتگان) 1374، كمكم كن 1376، هيوا 1377، نسل سوخته 1378، قارچ سمي1380، مزرعه پدري1381 و ميم مثل مادر 1385 اشاره كرد. ملاقلي‌پور برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني براي فيلم هيوا از هفدهمين جشنواره فيلم فجر در سال 1377، نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم (قارچ سمي)، نامزد دريافت تنديس زرين فيلم منتخب انجمن نويسندگان و منتقدان (قارچ سمي)، برنده لوح زرين بهترين فيلم سال (نسل سوخته) و برنده سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني (هيوا) شده بود.


پرويز ياحقي اواسط بهمن ماه سال جاري درگذشت و پيكر وي روز 15 بهمن ماه از مقابل تالار وحدت تشييع و به خاك سپرده شد. زنده ياد ياحقي در سوم شهريور ماه سال 1315 در خانواده‌اي هنرمند متولد شد. در دامان مادري هنرمند كه آن زمان در نواختن ويلن بين زنان نمونه بود و نوازندگي ويلن را آموزش مي‌داد. بنابراين پرويز نيز از همان ابتداي شروع كار موسيقي، چنان استعدادي از خود نشان داد كه بي‌سابقه بود، او پيش درآمدها، رنگ‌ها، چهار مضراب‌ها و پنج دوره رديف را از دايي‌اش، استاد حسين ياحقي كه منزلش آن زمان پايگاه استادان موسيقي بود، فراگرفت. زماني كه استاد صبا در اولين برخورد؛ صداي ساز پرويز ياحقي را شنيد از حسين ياحقي خواست تا پرويز مدتي هم نزد او كار كند تا با سبك و سياق وي آشنا شود. صبا پيش‌بيني كرد كه پرويز ياحقي در نواختن ويولون انقلابي به وجود خواهد آورد. اين پيش‌بيني نيز درست از آب در آمد. آخرين اثر زنده ياد يا حقي آلبوم "مهر و مهتاب" با تنبك ناصر افتتاح و جهانگير ملك است كه اخيرا منتشر شده است. از وي آلبوم «كيميا» در سال 1383 توسط شركت «آواي باربد» در تهران منتشر شده بود.


انديشمندان و روحانيون


جمال كريمي‌‌راد، وزير دادگستري و سخنگوي قوه قضائيه در ساعت بيست و سي دقيقه روز بيستم دي ماه بر اثر سانحه تصادف رانندگي در جاده سلفچگان درگذشت. وي به همراه خانواده خود عازم اصفهان بود كه خودروي پژوي حامل وي با يك تريلر برخورد كرد. در اين سانحه همسر وزير نيز مصدوم شد. كريمي‌راد، سال 1335 در قزوين متولد شد. وي، مدرك كارشناسي علوم قضايي خود را سال 1365 از دانشكده علوم قضايي (قوه قضائيه)، مدرك كارشناسي ارشد مديريت دولتي را سال 1378 از مركز آموزش مديريت دولتي و مدرك كارشناسي ارشد حقوق بين‌الملل خود را سال 1379 از دانشگاه تهران دريافت كرد.


آيت‌الله سيد خليل زرآبادي، فيلسوف نام آشناي قزويني و از پيروان برجسته مكتب تفكيك، شام‌گاه روز چهارم فروردين ماه در قزوين درگذشت. مرحوم زرآبادي فرزند عارف بزرگ سيدموسي زرآبادي است كه از بنيان‌گذاران مكتب تفكيك بود.


آيت‌الله محمدباقر محمودي كه عمري را در خدمت به فرهنگ تشيع و مكتب امام جعفر صادق(ع) سپري كرد، روز 27 فروردين ماه به ديار باقي شتافت. علامه محمودي كه روز ولادت پيامبر اعظم (ص) درگذشت، در سال 1302 در علامرودشت متولد شد و تا 19 سالگي در زادگاهش به آموختن ادبيات و برخي كتاب‌هاي متداول آن دوره پرداخت. وي در سال 1323 براي كسب علوم حوزوي به نجف اشرف رهسپار شد و تا سال 1358 در دو شهر نجف و كربلا به تحصيل و تدريس و تحقيق ادامه داد. يادگار ارزشمند وي، ‌كتاب "نهج‌السعاده في مستدرك نهج‌البلاغه" در سال 1377، عنوان برگزيده كتاب سال، و در سال 1379، عنوان كتاب ممتاز در دومين كتاب سال ولايت را به خود اختصاص داد.


آيت‌الله حاج سيداحمد فهري كه سال 1300 در زنجان ديده به جهان گشود، نماينده امام راحل و مقام معظم رهبري در سوريه و لبنان بود، تيرماه سال گذشته دار فاني را وداع گفت. آيت‌الله فهري با امام خميني(ره) در نجف اشرف آشنا شده و به استفاده علمي از ايشان پرداخت. وي دروس حوزوي را تا اتمام درس خارج فقه و اصول در اين شهر به پايان رساند و پس از پيروزي انقلاب به نمايندگي امام(ره) در سوريه و لبنان منصوب شد كه پس از رحلت حضرت امام خميني (ره ) نيز از سوي مقام معظم رهبري به نمايندگي در سوريه ماند. وي از شاگردان مجتهداني چون مرحوم آيت‌الله خويي و آيت‌الله ميرزاباقر زنجاني بود و تاليفاتي در زمينه علوم اسلامي داشت. يكي از مشهورترين آثار وي ترجمه كتاب مهم "سيدبن طاوس " به نام "اللهوف" در تاريخ نهضت امام حسين(ع ) و شرح احوال شهداي كربلا است. همچنين يكي از تاليفات ايشان نقد و بررسي كتاب معروف شهيد جاويد اثر مرحوم صالحي نجف آبادي است.


سيدجعفر محقق داماد روز دهم شهريور ماه در تهران و در سن 55 سالگي به ديار حق شتافت. سيدجعفر محقق داماد، نوه آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري‌ يزدي - بنيانگذار حوزه علميه قم- سال 1330ديده به جهان گشود و ليسانس مهندسي مكانيك را از دانشگاه صنعتي شريف، و فوق ليسانس خود را در رشته مديريت صنعتي گرفت. وي كه پيش از انقلاب به‌خاطر مبارزه عليه رژيم پهلوي مدتي از تحصيل محروم شده بود، تحصيلات حوزوي را در فقه، اصول، فلسفه و ادبيات عرب ادامه داد. علوم قرآني را نيز در قم خواند و الهيات تطبيقي را نزد مهدي حائري يزدي گذراند.


آيت‌الله آقاي حاج سيدمهدي يثربي روز هشتم مهرماه سال 1385 در كاشان دارفاني را وداع گفت. وي سال 1304 در كاشان به دنيا آمد. پدرش آيت‌الله سيدمحمدرضا كاشاني از روحانيون كاشان بود و خود نيز تحصيلات خود را با ورود به مدرسه علميه كاشان آغاز كرد و مقدمات علوم ديني را در آن جا فراگرفت. وي در اولين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري از استان اصفهان به آن مجلس راه يافت و در سال 1362 و طي حكمي از سوي امام(ره) به عنوان نماينده ايشان در منطقه (كاشان - آران - بيدگل ) منصوب شد. آيت‌الله يثربي در دومين و سومين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري از استان اصفهان انتخاب شد و تا پايان عمر شريفشان در اين سمت خدمت كردند. بيماري ريوي ايشان كه از يك سال گذشته آشكار شد، ناشي از مصدوميت شيميايي بود كه خود مويد حضور مستمر اين مجاهد بزرگ در جبهه‌هاي نبرد عليه دشمن متجاوز است.


آيت‌الله‌العظمي ميرزا جواد تبريزي از مراجع تقليد و استادان برجسته حوزه علميه قم، اواخر آبان ماه سال گذشته در سن 80 سالگي دار فاني را وداع گفت. وي در سال 1305 شمسي در شهرستان تبريز چشم به جهان گشود و پس از فراگيري دروس اوليه در سال 1327 وارد حوزه علميه قم شد و در كلاس درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت‌الله‌العظمى سيد محمّد حجت و مرحوم آيت‌الله‌العظمى بروجردى به تحصيل پرداخت. آيت الله حاج شيخ جواد تبريزي تأليفات بسياري دارد كه برخي از آنها چاپ و برخي هنوز به زيور طبع آراسته نگشته است، از جمله آن تأليفات مي‌توان: "ارشاد الطالب"، "اسس القضاء والشهادات"، "طبقات الرجال"، "تكمله منهاج الصالحين"، "رساله توضيح المسائل"، "مسائل منتخبه"، "مناسك حج"، "حاشيه عروةالوثقي"، "حدود"، "في علم الاصول" و... نام برد.


مرحوم آيت‌الله عدناني به علت ابتلا به سرطان روده در بيمارستان مهر تهران دعوت حق را لبيك گفت و به ديار باقي شتافت. وي در سال 1330 هجري شمسي در خرمشهر به دنيا آمد. آن مرحوم در سال 1348 براي فراگيري علوم حوزوي به نجف اشرف سفر كرد و در سال 1353 به وطن بازگشت. مرحوم آيت‌الله عدناني در زمان جنگ تحميلي به قم سفر كرد و تا سال 1368 در آنجا مشغول فراگيري علوم ديني و علمي بود، ولي پس از اتمام جنگ تحميلي دوباره به خرمشهر بازگشت و در طول اين سال‌ها به عنوان مامن و پشتيباني بزرگ و مطمئن براي اهالي و مردم جنوب خوزستان بود.


مرحوم علي دواني دانشمند و استاد تاريخ اسلام روز هجدهم دي ماه سال گذشته به دليل عفونت داخلي درگذشت. حجت الاسلام علي دواني از ياران و نزديكان استاد شهيد مطهري بود و از ايشان ده‌ها جلد كتاب فقهي و تاريخي به جا مانده است. دواني محقق و پژوهشگر تاريخ اسلام، در سال 1308 شمسي در دوان از توابع كازرون به دنيا آمد. وي در سال 1322 به نجف اشرف عزيمت كرد و دروس مقدماتي و عالي در حوزه علميه اين شهر را در محضر شيخ عبدالحسين خراساني، مرحوم شيخ احمد اردبيلي، شيخ كاظم تبريزي، علي‌آقا نجفي‌كاشاني، شهيد آيت‌الله مدني و ميرزا علي فلسفي گذراند. دواني تا سال 1348 در قم اقامت داشت. در اين سال به تهران آمد و به كار تاليف و تحقيق پرداخت كه حاصل آن، انتشار كتاب‌‌هاي متعدد در حوزه علوم اسلامي بوده است. برخي علي دواني را اولين نويسنده تاريخ انقلاب مي‌دانند و اثر مشهور وي در اين خصوص كتاب نهضت سه ماهه روحانيت است كه به وقايع سال 40 و موضوع انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي مي‌‌پردازد. يكي ديگر از اثار دواني كتاب 11 جلدي نهضت روحانيون ايران است كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر و به بازار نشر ارائه شده است.  


آيت‌الله محمدهادي معرفت از استادان برجسته حوزه علميه قم و مفسر قرآن، روز 29 دي ماه بر اثر عارضه قلبي و در سن 76سالگي درگذشت. وي در سال 1309 هجري شمسي در كربلا به‌دنيا آمد. خاندان آيت‌الله معرفت همه اهل علم و تقوا بودند و در اين زمينه سابقه‌اي 300ساله داشتند و همگي فرزندان مرحوم شيخ عبدالعالي ميسي - صاحب رساله ميسيه - هستند كه از قريه ميس جبل عامل به اصفهان هجرت مي‌كند و جد بزرگ آيت‌الله معرفت با خانواده به كربلا مي‌رود و در آن‌جا زندگي مي‌كند. آيت‌الله محمدهادي معرفت در طول عمر خود خدمات علمي و فرهنگي بسياري را به جامعه شيعي ارزاني داشته است. وي در طول ساليان تحصيل و پس از آن، همواره به تدريس علوم ديني در حوزه‌هاي علميه كربلا، نجف و قم اشتغال داشته است و از اين رهگذر، شاگردان فرهيخته و ممحضي را تربيت كرده و به عالم اسلام ارزاني داشته است. آيت‌الله معرفت در طول عمر بابركت خود كتاب‌ها و مقالات فراواني را منتشر ساخته، كه برخي از آن‌ها به اين شرح‌اند: ولايت فقيه، دقت فوق‌العاده شيخ در استنباط مسائل، فرضيه بازگشت روح، مصونيت قرآن از تحريف، حديث "لاتعاد"، تناسب آيات، آموزش علوم قرآن، تاريخ قرآن، التفسير و المفسرون، التهميد، في علوم القرآن، شبهات وردود، التفسير الاثري الجامع.


‌آيت‌الله محمد محمدي اشتهاردي كه در بهمن ماه سال 1323 در اشتهارد ديده به جهان گشود، در اواخر بهمن ماه سال 1385 از دنيا رفت. وي در سال 1336براي ادامه تحصيل به قم سفر كرد و از سال 1348 نويسندگي در زمينه علوم قرآني و معارف ديني را آغاز كرد و نخستين كتاب خود را با نام "پندهاي جاويدان" به چاپ رساند. مرحوم "محمد محمدي‌اشتهاردي(ره)" از شاگردان درس خارج فقه و اصول سيد محمدرضا گلپايگاني(ره)، شيخ هاشم آملي(ره) و ناصر مكارم شيرازي بود و درس تفسير قرآن را بيشتر در نزد آيت‌الله مكارم شيرازي و آيت‌الله خزعلي آموخت. "محمد ملامحمدي" مشهور به "محمدي‌اشتهاردي" از نويسندگان به نام حوزه علميه قم بود كه بيش از يك‌صد و پنجاه جلد كتاب درباره تاريخ اسلام و زندگي اهل بيت(ع) به رشته تحرير در آورده است. از وي بيش از 200 اثر ديني به جاي مانده كه مهمترين آنها زندگينامه حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حضرت زينب (س) فروغ تابان كوثر، پرچمدار كربلا و داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم (ع) است.


حجت‌الاسلام و المسلمين نعمت‌الله صالحي نجف‌آبادي پس از يك دوره بيماري، روز پانزدهم ارديبهشت ماه دار فاني را وداع گفت. اين نويسنده و پژوهشگر اسلامي در سن 84 سالگي و در بيمارستان بقيةالله(عج) تهران در گذشت. وي كه نزديك به هشتاد سال را بي‌وقفه در تكاپوي علوم ديني و آموزش آن گذراند، نويسنده كتاب شهيد جاويد است. كتابي كه پس از انتشارش جنجال آفرين شد و او را به يكي از خبر سازترين چهره‌هاي ديني در حوزه‌هاي علميه تبديل كرد. صالحي نجف‌آبادي در كتاب خود مدعي شده بود كه امام حسين(ع ) از ابتدا به قصد قيام از مدينه به سوي كوفه حركت نكرده بود، بلكه او مي‌خواسته حكومت امام علي(ع ) را احيا كند.


آيت‌الله فاضل هرندي در سن 72 سالگي و بر اثر بيماري كبدي دارفاني را وداع گفت. فاضل هرندي متولد 1313 و از شاگردان بارز امام خميني(ره) بود كه از محضر حضرات آيات عظام بروجردي، محقق داماد، گلپايگاني و اراكي نيزبهره فراوان برد. وي در دوران رژيم شاه تحت تعقيب ساواك قرارگرفت و مدتي نيز به زندان افتاد. پس از انقلاب اسلامي آيت‌الله فاضل هرندي علاوه بر مسؤوليت نمايندگي مردم در سه دوره مجلس شوراي اسلامي و دو دوره مجلس خبرگان رهبري، وظيفه نمايندگي ولي فقيه در ستاد هيات‌هاي هفت نفره زمين و انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان ايراني مقيم خارج از كشور را نيز برعهده داشت . كتاب تخصصي فقهي "شرح المكاسب" در 14 جلد و كتاب "حريم در فقه شيعه" از آثار مكتوب و گنجينه گرانب‌هاي اين روحاني مبارز به شمار مي‌رود.


نويسندگان، شاعران و مترجمان


محمود اعتمادزاده (م. به‌آذين) - مترجم پيشكسوت روز دهم خردادماه بر اثر ايست قلبي در بيمارستان آراد تهران درگذشت. به‌آذين در سال 1293 در شهر رشت به دنيا آمد و آموزش ابتدايي و متوسطه را در شهرهاي رشت و مشهد و سپس در تهران ادامه داد. او در سال 1311 جزو دانشجويان اعزامي ايران به فرانسه رفت و تا دي‌ماه 1317 در فرانسه ماند.


محمد معلم - شاعر و روزنامه‌نگار - بر اثر بيماري در سن 66 سالگي در منزل خود در تهران از دنيا رفت. وي در طول دوران زندگي‌اش تعدادي غزل، قصيده، مثنوي و شعر سپيد از خود به‌جا گذاشته كه هم‌اكنون به همت خانواده‌اش در مراحل گردآوري و چاپ است. محمد معلم زمستان 1320 در شهر طبس به‌دنيا آمد و در فعاليت 40ساله مطبوعاتي خود در نشريه‌هايي مانند: پست ايران، ‌فردوسي، اطلاعات، دنياي سخن، مناطق آزاد، صنعت حمل و نقل، سفر و مهاب قدس قلم زد.


فرامرز ويسي - مترجم - عصر روز يكشنبه 15 بهمن‌ماه بر اثر عارضه‌ سرطان در منزل خود در تهران دار فاني را وداع گفت. ويسي متولد سال 1334 در كرمانشاه است و در سال‌هاي اخير با ترجمه رمان‌هايي از آنتونيو تابوكي - نويسنده‌ي ايتاليايي - با عنوان‌هاي "سستو"، "شبانه‌ي هندي" و "ديالوگ‌هاي ناتمام" از فرانسه به فارسي نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت. ويسي آثار ديگري را نيز ترجمه کرده و در زمينه شعر نيز فعاليت داشت. آثار ناتمام ديگري هم دارد، كه "مارتا" ازجمله‌ي آن‌هاست.


علي مقيمي ـ شاعر ـ پس از مدت‌ها بستري بودن در بيمارستان اروند اهواز بر اثر عارضه قلبي درگذشت. علي مقيمي متولد سال 1318 روستاي دالون باغملك بود و در سال‌هاي قبل از انقلاب چندين كتاب از وي به چاپ رسيد كه از جمله آن‌ها، "صداي كوچه" (1348) و " تراشه شمشاد " (1352) را مي‌توان نام برد. شيوا رويگريان - مترجم - ششم فروردين‌ماه سال گذشته در سن 55 سالگي در ساري درگذشت و در آرامگاه مجدالدوله ساري به خاك سپرده شد. از كارهاي اوليه وي مي‌توان "خاطرات آن فرانك" و "دختر سروان پوشكين" را نام برد، هم‌چنين "ماركس"، "تفسير خواب" فرويد، "ناخودآگاه" و "ماركس براي دوران پسامدرن"، ازجمله آثار منتشرشده‌ي او هستند.


نوذر پرنگ، شاعر 69 ساله كه سال‌ها از بيماري آسم رنج مي‌برد و همچنين به علت بيماري سيروز كبدي در بيمارستان قائم كرج بستري شده بود، سه روز آخر عمر را در كما به‌سر برد. طبق وصيت پرنگ، پيكر او در قطعه‌ هنرمندان بهشت ‌زهرا(س) در كنار علي تجويدي به خاك سپرده شد.


جواد برومند سعيد - زبان‌شناس - در سن 75 ساگي و بر اثر عارضه قلبي درگذشت. از وي كتاب‌هايي همچون "تخت جمشيد؛ پرستش‌گاه خورشيد"، "فرهنگ ريشه‌يابي و كاربرد زماني آن"، "دگرگوني آوايي واژگان در زبان فارسي"، "ريشه‌شناسي و اشتقاق در زبان فارسي"، فرهنگ ريشه‌يابي"، "جرعه‌افشاني و آيين عشق"، "واژه‌نامه گويش بردسير" و چاپ و انتشار ده‌ها مقاله در مجلات علمي و ادبي برجاي مانده است.


مريم واعظي مترجم و منتقد ادبيات كودك و نوجوان در يك سانحه رانندگي به ديار باقي شتافت. واعظي متولد 1323 و معلم بازنشسته و مترجم چندين كتاب برجسته در حوزه‌ كودك و نوجوان بود. وي كه از اعضاي شوراي كتاب كودك و سابقه‌ همكاري با نشرياتي چون كيهان بچه‌ها، كتاب كودك و نوجوان را در پرونده‌ كاري خود داشت و بنابود روز 26 مهر ماه، شوراي كتاب كودك ديپلم افتخار جايزه‌ جهاني اندرسن را براي ترجمه‌ي "دستيار ماما" به او اهدا كند.


عمران صلاحي - شاعر طنزپرداز- به علت سكته‌ قلبي در بيمارستان توس تهران دار فاني را در سن60 سالگي وداع گفت. صلاحي متولد اسفندماه سال 1325 كارش را با مجله "توفيق" شروع كرد و آن جا با پرويز شاپور آشنا شد. او سال‌ها در مطبوعات از جمله "گل آقا" طنز مي‌نوشت. صلاحي اخيراً نيز براي شركت در گردهمايي شاعران جهان به چين رفته بود. تعدادي از آثار منتشرشده‌ او عبارت‌اند از: طنزآوران امروز ايران، گريه در آب، قطاري در مه، ايستگاه بين راه، پنجره‌دن داش گلير و آينا كيمين (به زبان تركي)، حالا حكايت ماست، رؤياهاي مرد نيلوفري، شايد باور نكنيد، يك لب و هزار خنده، آي نسيم سحري، ناگاه يك نگاه، ملانصرالدين، باران پنهان، از گلستان من ببر ورقي، هزار و يك آيينه، گزينه اشعار و مرا به نام كوچكم صدا بزن گزينه شعرها. وي در قطعه شعري به نام "عيادت"، چنين آورده است: "مرگ، از پنچره‌ بسته به من مي‌نگرد/ زندگي از دم در/ قصد رفتن دارد/ روحم از سقف گذر خواهد كرد/ در شبي تيره و سرد/ تخت حس خواهد كرد/ كه سبكتر شده است/ در تنم خرچنگي است/ كه مرا مي‌كاود/ خوب مي‌دانم من/ كه تهي خواهم شد/ و فرو خواهم ريخت/ توده زشت كريهي شده‌ام/ بچه‌هايم از من مي‌ترسند/ آشنايانم نيز/ به ملاقات پرستار جوان مي‌آيند"


عباس سرمدي - نويسنده، شاعر و پژوهشگر هنر‌هاي سنتي - در سن 67سالگي و در اثر سكته مغزي دار فاني را وداع گفت. وي متولد سال 1318 گلپايگان است كه از شاخص‌ترين آثارش به "دانش‌نامه بزرگ هنر‌مندان ايران و جهان اسلام" مي‌توان اشاره كرد. كتاب "رسام عرب‌زاده؛ بدايع‌نگار فرش ايران" هم از ديگر نوشته‌هايش است.


در آينده نوبت به ما هم خواهد رسيد. ثانيه اي ديگر و يا سال ها بعد؛ دير و زود دارد، ولي سوخت و سوز ندارد. (ويرايش آزاد خبر فارس نيوز)

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/12/23ساعت 0:23 توسط امیر عباس |

 


فيلم سينمايي «پرواز در شب» را بارها با علاقه ديده‏ام. هميشه دلم مي‏خواست که رسول فيلم‏هايش را با درون مايه‏ي پرواز در شب ادامه مي‏داد.


يک بار در جلسه اي در مورد «نسل سوخته» حرف مي زديم.* گفتم: «به نظر من نسل سوم، نسل سوخته نيست، و شما با چه معياري اين معنا را هنري کرده ايد؟» جواب‏هايش قانع کننده نبود. (فکر مي‏کنم فايل صوتي‏اش را داشته باشم، بايد آرشيو نامرتب سي-دي‏ها را بکاوم.) از تلخي‏ها و سياه‏نمايي‏هايي که آثارش را با ادعاي واقعيت گرايي، غير واقعي مي کرد هم گفتم. به او گفتم: « کاش رسولِ پرواز در شب مي ماندي!» و جواب داد: «پرواز در شب هم آخرش دست من نبود و پايانش را سپاه تعيين کرد! من اگر صد تا فيلم هم بسازم، آخرش منفي خواهد بود.»


ورود کوتاهي به ساحت واقعيت‏هاي اجتماعي پيدا کرديم. ناگهان رسول ملاقلي پور گفت:«آخ». همه نگران شدند. بلند شد و گفت: «همين الآن سکته کردم.» در پاسخ نگراني ها اشاره کرد که کمي استراحت برايش خوب است. رفت و روي نيمکتي دراز کشيد. بعد از چند دقيقه تماس گرفت آمدند دنبالش و با عجله خداحافظي کرد و رفت. ديگر او را از نزديک نديدم. تا اينکه ديشب از راديو خودرو شنيدم که رسول هم رفت.


اينها را گفتم که بعد از رفتن رسول همه‏ي اشتباهاتش را نپذيريم. نکند دوست داشتني بودن شخصيتش موجب شود که نگاه غير واقعي‏اش را به اجتماع، معتبر بدانيم. البته رسول پاك بود و اهل دوز و كلك و ريا نبود. در آثارش خودش بود. درست يا غلط با حس خود، كار مي كرد.


رسول واقعاً دوست داشتني بود. خون گرم و شيرين و اکتيو. ابزار سينما را مي شناخت و هدفش را از سخت‏ترين مسير تعقيب مي کرد. راحت طلب نبود. رسول مرد سختي ها و مبارزه و ايستادن و دفاع کردن بود و از همين رو بود که در سينماي دفاع مقدس روزگار مي گذراند.


رسول شيرين بود. خنده هايش به اطرافيان نشاط مي داد و سخت گيري هايش کسي را نمي آزرد. در همان جلسه اي که ذکرش رفت و رسول مهمان بود، يکي از دوستان با تأخير آمد و کيف و سوئيچ به دست با همه دست داد و نشست. رسول طوري که همه بشنوند رو به من گفت: «اين آقا اينجا مسئوليت داره؟» گفتم: «نه، چطور مگر؟» با خنده ي شيرينش گفت: «آخر با سوويچ** دست ميدهد!» و همه را به خنده انداخت.


 


پي نوشت:
*   جلسه در يکي از ارگان ها برپا و بحث چند جانبه بود، اما فقط مناظره ي خودم را نقل کرده ام.
** سوئيچ را سوويچ تلفظ کرد!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/12/16ساعت 0:23 توسط امیر عباس |

نوع شناخت، نگاه و انديشه ي عوام در توقعاتشان رخ مي نمايد. عوام مثل کودکان زود بهانه مي گيرند و زود قانع مي شوند و به يک شکلات دل خوش مي گردند.


زماني در يکي از رشته هاي تخصصي دوره اي برپا بود. حدود 40 نفر در دوره بودند. در محل اسکان، آشپز و سرايدار معتاد بود و همه شب در بام ساختمان بساط منقل به راه مي انداخت. از گوشت و بودجه هم دزدي مي کرد و بسيار بداخلاق و سخت گير بود. البته غذا و سرويس دهي هم نامطلوب بود و موجب نارضايتي شده بود. پس از درگيريِ يکي از نخبگان جمع با آشپز به علت مسائل اخلاقي، اعتراض عمومي به وجود آمد و تصميم به ترک دوره گرفته شد.


مسئول مربوط همه را گرد آورد و ضمن سخن راني پذيرايي مفصلي کرد. و دو روز مهلت خواست. گمان مي رفت دو روز مهلت براي جايگزيني آشپز است، اما در اين دو روز بهترين غذاها سرو شد و ميوه و دسر مرغوب و فراوان در اختيار گرفت.


بعد مسئول مربوط نتيجه را که جويا شد همه گفتند الحمدلله اوضاع خوب است. آشپز ماند و دزدي ها و بساط اعتياد ادامه يافت و وقتي چند نفر به مسئول مربوط اعتراض مي کردند، مي گفت:«براي دو - سه نفر که نمي توانم همه چيز را به هم بريزم؛ بقيه همه راضي هستند.»!


راستي از تغييرات جديد ساختاري در پارسي بلاگ تشکر مي کنم. اگر هم مشکلاتي از نوع غير ساختاري هست، سرتان سلامت.

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/12/07ساعت 0:23 توسط امیر عباس |